دروغ نشنیده

دروغ نشنیده
دو زن با هم حرف میزدند. ناگهان یکی از آن دو که بیوقفه حرف میزد و تقریباً اجازه حرف زدن به دیگری نمیداد، گفت: «و حالا باید برات بگم که دیروز چه چیزایی از دهان همسایهات درباره تو شنیدم...»
دوستش گفت: «این دروغ است!»
زن پرحرف تعجب کرد و با ناراحتی گفت: «وا، من که هنوز چیزی نگفتم، چطور ادعا میکنی که من دروغ میگم؟!»
دوستش جواب داد: «من اصلاً نمیتونم فکر کنم تو چیزی شنیده باشی، برای اینکه به هیچ کس اجازه حرف زدن نمیدهی.»
[ شنبه 27 خرداد 1396 ] [ 5:53 AM ] [ مهدی زارع ]
درباره وبلاگ

آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
آمار وبلاگ
كل بازديدها : 98631 نفر
تاريخ ايجاد وبلاگ: سه شنبه 3 اردیبهشت 1392
تعداد کل نظرات : 0 نظر
كل مطالب : 114 پست